عفت تبریز ماشین بازیکن استقلال تراکتورسازی

عفت: تبریز ماشین بازیکن استقلال تراکتورسازی بازیکن محروم تراکتورسازی ماشین سازی

گت بلاگز وب‌گردی عباس علیه السلام الگویی جهت نسل امروز

حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام در روز چهارم شعبان سال 26 ه . ق (1) در مدینه منوره دیده به دنیا گشود .

عباس علیه السلام الگویی جهت نسل امروز

به گزارش گروه وبگردی گروه تحریریه سایت جوان، پدر بزرگوارش علی بن ابی طالب قنداقه او را در بغل گرفت و بعد از خواندن اذان در گوش راست و اقامه در گوش چپ، نام او را عباس گذارد .

عبارات مهم : فرزند
مادر بافضیلتش فاطمه معروف به «ام البنین » دختر حزام بن خالد کلابی بود . (2)

واژه «عباس » از نظر لغوی به معنای «بسیار ترش رو» است . و یا به معنای شیری که شیران دیگر از او فرار کنند . (3)انتخاب این نام نشان دهنده توان، قدرت، دلیری و صلابت آن بزرگوار است . لذا مورخان نوشته اند «سماه امیرالمومنین علیه السلام بالعباس لعلمه بشجاعته وسطوته و صولته وعبوسته فی قتال الاعداء وفی مقابلة الخصماء; علی علیه السلام او را به این خاطر عباس نامید که به شجاعت، قدرت، صلابت و شهامت او در جنگ با دشمن های و در رویارویی با جنگجویان آگاهی داشت .» (4)

گاهی هم حضرت امیر علیه السلام قنداقه عباس را می گرفت، آستین او را اوج می زد و بازوانش را می بوسید و گریه می کرد و می فرمود: «دستهای او در راه یاری برادرش حسین قطع می شود .» (5)

حضرت عباس القاب مختلفی دارد که هر یک بیانگر بخشی از مقام، عظمت و سجایای اخلاقی اوست . «ممقانی » شانزده لقب جهت او برشمرده است; مانند:

1 . ابوالفضل; یعنی پدر فضایل (و یا او پسری به نام فضل داشت) ;

2 . ابوالقربه; که سقا و آبرسان بود;

3 . قمر بنی هاشم; چون دارای صورت ای قشنگ بود . صاحب مقاتل الطالبین می نویسد:

«عباس، قشنگ و نیک منظر بود، هنگامی که بر اسبی درشت هیکل سوار می شد، پاهایش به زمین کشیده می شد و به او قمر بنی هاشم می گفتند!» (6)

استاد مرتضی مطهری می گوید:

«عباس اندامی بسیار بلند و قامتی رشید و قشنگ داشته که امام حسین علیه السلام از نگاه کردن به او لذت می برد .» (7)

4 . عبد صالح (بنده شایسته) ;

5 . المواسی (ایثارگر) ;

6 . الفادی (فداکار) ;

7 . الحامی (حمایت کننده) ;

8 . الواقی (نگهبان و محافظ) ;

9 . الساعی (تلاشگر) ;

10 . باب الحوائج (وسیله برآمدن حاجات) ;

11 . حامل اللواء (پرچمدار) ;

و …

عباس با لبابه دختر عبید الله بن عباس (پسر عموی پدرش امام علی علیه السلام) ازدواج کرد و از او دو فرزند به نام عبیدالله و فضل (8) داشت .

و اکنون در این نوشتار به بهانه تولد آن حضرت در چهارم شعبان که «روز جانباز» نیز نامیده شده است هست، بر آنیم تا گوشه هایی از فضایل و اوصاف آن حضرت را که می تواند الگو و اسوه ما باشد تقدیم شما خوانندگان گرامی مخصوصا جانبازان عزیز کنیم:

الف) طاعت و بندگی

آنچه زیاد از صورت حضرت عباس در ذهنها به تصویر کشیده شده است و زبانها گویای آن است دلیری اوست و حال آنکه قبل از همه چیز آن حضرت یک بنده سراپا تسلیم الهی هست، و تمام عظمتها و ارزشهای او زیر سایه همین بندگی و اطاعت محض الهی واقع شده است است که به نمونه هایی اشاره می کنیم:

1 . بنده صالح خدا: امام صادق علیه السلام این لقب گران سنگ را به او داد; چنان که در زیارتنامه آن حضرت می خوانیم:

«السلام علیک ایها العبد الصالح المطیع لله … ; سلام بر تو ای بنده صالح و فرمان بر خدا .» (9)

2 . آثار سجده بر پیشانی: قرآن یکی از نشانه های بندگان مخلص خدا را آثار سجده در پیشانی آنها می داند:

«سیماهم فی وجوههم من اثر السجود» ; (10) «نشانه های آنها در صورتهایشان بر اثر سجده های زیاد [در پیشگاه الهی نمایان] است .»

و حضرت عباس این گونه بود; در تاریخ می خوانیم:

«وبین عینیه اثر السجود; [در پیشانی] و بین چشمان او اثر سجده [نمایان] بود .» (11)

نقل شده است که روی قاتل عباس که از طایفه «بنی دارم » بود، سیاه شده است بود . علت را از او پرسیدند . گفت: «من مردی را که در وسط پیشانی او اثر سجده بود کشتم که نامش عباس بود .» (12)

و جعفر نقدی راجع به او چنین می گوید: «وهو من عظماء اهل البیت علما وورعا ونسکا وعبادة; او از بزرگان اهل بیت است از نظر دانش و پارسایی و نیایش و عبادت .» (13)

این شاخصه عباس جهت تمامی شیعیان درس بزرگی است تا بندگی خدا را در راس همه کارهای خود قرار دهند و راز و نیاز و عبادتهای شبانه و سجده های طولانی جهت خدا را در زندگی خویش هرگز فراموش نکنند .

بسوزان دلی را که سوزی ندارد

سحر کن شبی را که روزی ندارد

الهی به آن سر که شور تو دارد

به آن دل که در سینه، نور تو دارد

به شوق شهیدان در خون تپیده

به اشک یتیمان محنت کشیده

به نام عزیزی که نام از تو دارد

به ملک ولایت، مقام از تو دارد

چنان کن که شرمنده، فردا نباشم

سرافکنده در پیش زهرا نباشم
ب) ولایت مداری و امام شناسی:

از ویژگیهای مهم حضرت عباس امام شناسی و اطاعت مطلق از امامان خویش بود .

پس از شهادت پدر بزرگوارش امام علی علیه السلام ودایع امامت و مقام ولایت تامه به امام حسن مجتبی علیه السلام سپرده شد . عباس با جان و دل، فرمان بردار و مطیع بی چون و چرای برادر و امام خود بود . هنگامی که امام حسن علیه السلام مجبور شد با معاویه صلح کند و مورد طعن و شماتت «یا مذل المؤمنین; ای خوارکننده مؤمنان » قرار گیرد، حضرت عباس بیش از پیش همراه و در رکاب امام خویش بود، و با شمشیر برهنه مانند یک سرباز جانباز از برادر و امام خویش محافظت می کرد . در مراسم تشییع آن حضرت که جنازه را تیرباران کردند، بر حضرت عباس خیلی گران آمد و اگر دستور امام و برادرش حضرت حسین علیه السلام نبود، از یکایک آنان انتقام می گرفت .

بعد از شهادت امام حسن علیه السلام همواره در خدمت امامش، حضرت حسین بن علی علیهما السلام بود .

در مورد ولایت مداری و امام شناسی حضرت عباس به نمونه هایی اشاره می شود:

1 . در زیارتنامه آن حضرت که از سخنان امام صادق علیه السلام است چنین می خوانیم:

«… المطیع لله ولرسوله ولامیرالمؤمنین والحسن والحسین صلی الله علیهم; [سلام بر تو ای بنده صالح و] مطیع خدا و رسولش و پیرو امیرمؤمنان و حسن و حسین که درود خدا بر آنان باد .» (14)

2 . هنگام خروج از مدینه امام حسین علیه السلام ندا داد: «این اخی – این قمر بنی هاشم فاجابه العباس لبیک لبیک یا سیدی فقال له الامام علیه السلام: قدم لی یا اخی جوادی فاتی العباس بالجواد الیه; کجاست برادرم … کجاست ماه بنی هاشم؟ بعد عباس جواب داد: بله بله ای آقای من! آن وقت امام حسین علیه السلام فرمود: ای برادر، اسبم راحاضر کن، بعد عباس اسب حضرت را حاضر نمود .» (15)

3 . در عصر تاسوعا شمر با چهار هزار نفر وارد کربلا شد . یکی از نقشه های او جهت کاستن از یاران امام حسین علیه السلام امان دادن به عباس و برادران او بود . هنگامی که جناب عباس شنید که شمر امان نامه آورده اصلا به او اعتنا نکرد و جواب او را نداد، تا اینکه امامش به او فرمان داد که جواب شمر را بگوید، عباس فرمود: «چه می گویی؟» عرض کرد: «شما و برادرانت در امانید .» عباس غیرتمند سراسر وجودش آتش گرفت و فریاد او بلند شد:

«تبت یداک و لعن ما جئت به من امانک یا عدو الله اتامرنا ان نترک اخانا وسیدنا الحسین بن فاطمة وندخل فی طاعة اللعناء واولاد اللعناء اتومننا وابن رسول الله لا امان له; دستهایت بریده باد و لعنت [خدا] بر آنچه که از امان نامه آورده ای . ای دشمن خدا! آیا دستور می دهی که ما برادرمان و آقایمان حسین علیه السلام پسر فاطمه علیها السلام را رها کنیم و داخل اطاعت لعنت شدگان و فرزندان لعنت شدگان شویم؟ [عجبا] آیا به ما امان می دهی در حالی که فرزند رسول خدا [حسین بن علی] در امان نیست .» (16)

این جملات حاکی از معرفت و علاقه عمیق حضرت عباس به امام خویش حسین بن علی علیه السلام است . به این جهت است که مورخان نوشته اند; عباس در کربلا به خاطر تعصبات قبیله ای و خانوادگی با دشمن نمی جنگید:

«… بل کان یعرف ان دین الله قائم بالحسین وهو عمود الدین، مجاهد عن دین الله وعن شریعة المصطفی وحامی عن ابن رسول الله وعن بنات الزهراء کما قال انی احامی ابدا عن دینی وعن امام صادق الیقین نجل النبی الطاهر الامین; بلکه همواره می آشنایی که دین خدا به حسین علیه السلام پاینده است و او ستون دین است و جهت دین خدا و شریعت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله جهاد [و مبارزه] می کند و [بدین جهت، حضرت عباس با جان و دل] از فرزند رسول خدا و از دختران زهرا حمایت و پشتیبانی کرد; چنان که خود فرمود:

«به خدا اگر دست راستم را قطع کردید براستی [همچنان] از دینم حمایت می کنم و از امامی که یقین راستین دارد [دفاع می کنم; آن امامی که] پسر دختر پیامبر پاک و امین است .» (17)

از این جا به شاخصه سومی در وجود حضرت عباس پی می بریم و آن آشنایی و معرفت آن جناب است .
ج) بصیرت ژرف:

بیشتر منحرفان از امامت و ولایت، ظاهر بین و راحت اندیشند . قرآن کریم راجع به دنیاپرستان می فرماید: «یعلمون ظاهرا من الحیاة الدنیا وهم عن الآخرة هم غافلون » ; «آنان تنها ظاهری از زندگی دنیا را می دانند و از آخرت غافلند .» (18)ولایت مداران باید ژرف اندیش و ژرف نگر باشند .

از امتیازات خاص حضرت عباس، بصیرت نافذ و ژرف اندیشی خاصی بود که تمام خطوط جامعه و رگه های کفر و نفاق را به خوبی می شناخت، و ولایت مداران را نیز دقیقا شناسایی کرده بود . امام صادق علیه السلام راجع به عمویش عباس می فرماید:

«کان عمنا العباس نافذ البصیرة; عموی ما عباس دارای بصیرت ژرف بود .» (19)

در مقابل، یکی از کاستیهای عمر سعد که به دام یزید و ابن زیاد افتاد، نداشتن تیزبینی و بصیرت بود . ابن زیاد با بهره برداری از این کمبود فکری، فردی فرومایه و هزار صورت یعنی «شبث ربعی » را با او همراه ساخت تا او را توجیه کند . شبث کوشید به عمر سعد القا کند که حسین، کافر حربی است که قتلش واجب می شود و به همین جهت، قتل او در ماه حرام اشکالی ندارد . (20)

ولایت مداری و ژرف اندیشی، از نیازهای شدید وقت ما جهت تمام طبقات است; آیا که بصیرت ژرف و عمیق اندیشی باعث می شود خطوط فکری و سیاسی را بخوبی بشناسند و در موضع گیریها دقیقا بر خط صحیح و مستقیم امامت و ولایت سیر نمایند .
د) شجاعت:

از صفات بارز و برجسته حضرت عباس که همگان حتی غیرمسلمانان با آن آشنایی دارند، دلیری و دلیری ایشان است . از شروع امیرالمؤمنین علیه السلام جهت این عنوان سرمایه گذاری نموده بود، آنجا که به برادرش عقیل – که اطلاعات وسیعی از نسب قبایل عرب و تاریخ گذشته آن روز داشت – سفارش فرمود که از اقوام اصیل و شجاع عرب، همسری جهت من گزینش کن که زاده شجاعان و وارث دلاوری و شهامت باشد; لیکن می خواهم از این ازدواج، فرزند شجاع و دلیری به دنیا بیاید . عقیل بعد از بررسی و جستجو «ام البنین کلابیه » را پیشنهاد کرد، که حضرت با او ازدواج کند; آیا که در جامعه [آن روز] شجاع تر و دلیرتر از اجداد و پدران او نبود . (21)

از «حضرت ام البنین » چهار پسر رشید و قهرمان به نام عباس، عبدالله، عثمان و جعفر به دنیا آمدند، که بزرگ ترین و شجاع ترین آنها حضرت عباس بود .

استاد شهید مطهری می گوید:

«آرزوی علی علیه السلام در ازدواج با ام البنین در وجود مقدس حضرت ابوالفضل علیه السلام تحقق یافت .» (22)

به نمونه هایی که دلیری آن حضرت را می رساند اشاره می کنیم:

1 . راجع به ویژگیهای حضرت عباس در تاریخ می خوانیم:

«کالجبل العظیم وقلبه کالطود الجسیم لانه کان فارسا هماما وبطلا ضرغاما وکان جسورا علی الطعن والضرب فی میدان الکفار والحرب; [عباس] مانند کوهی بزرگ، و قلبش بسان کوهی خشن [و استوار] بود; آیا که او جنگ آوری بلند همت و سلحشوری شیرگون بود و در [وارد کردن] نیزه و ضربات [بر دشمن] در میدان نبرد با کفار جسور [و بی باک] بود .»

2 . در معالی السبطین چنین بیان شده است است: «ولا یقاس بشجاعته الا شجاعة ابیه واخیه; دلیری عباس با دلیری پدرش [علی علیه السلام] و برادرش [امام حسین علیه السلام] مقایسه می شود .» (23)

و در ادامه می گوید: «در دلیری عباس همین بس که هنگامی که دشمن های صدای او را می شنیدند رگهای بدنشان می لرزید و از وحشت صولت و قدرت او، قلبهایشان از وحشت می تپید و پوست بدنشان جمع می شد . با توجه به این دلیری و شهامت بود که ابن زیاد جهت او امان نامه فرستاد و به خیال خام خود می خواست که او را از حسین علیه السلام بگیرد .»(24)

همین دلیری و قدرت او بود که اعتبار محکمی جهت امام حسین علیه السلام بود; هرچند تکیه امام حسین علیه السلام بر خداوند بود، ولی وجود حضرت عباس که یک بنده خالص شجاع و توانمند خداوند بود در واقع یاری خدا از طریق اسباب طبیعی بود; لذا شهادت حضرت عباس سخت بر امام حسین علیه السلام اثر گذاشت و صریحا آن وقت که کنار بدن برادر آمد فرمود:

«الآن انکسر ظهری وقلت حیلتی; اکنون کمرم شکست و راه چاره ام کم شد .» (25)

این سخنان از زبان معصومی صادر می شود که تعارف و زیادگویی و خلاف واقع در کلام و مرامشان راه ندارد . و هنگامی که که عباس اجازه میدان خواست امام حسین علیه السلام فرمود:

«اذا مضیت تفرق عسکری; هرگاه [از دستم] بروی سپاهم از هم است .»

تاریخ نویسان نوشته اند:

«لم یبق الحسین بعد ابی الفضل الا هیکلا شاخصا معری عن لوازم الحیاة; از امام حسین بعد از [مرگ] ابی الفضل جز هیکلی [و مشتی استخوان] خالی از لوازم حیات و زندگی باقی نماند .» (26)

دشمنان هم سخت از فوت عباس شاد شدند و جرات و جسارت پیدا کردند، و بر اصحاب و خیمه های امام حسین علیه السلام حمله ور شدند . در تاریخ می خوانیم:

«لما قتل العباس تدافعت الرجال علی اصحاب الحسین; (27) هنگامی که عباس کشته شد، مردان [دشمن از هر سو] بر اصحاب امام حسین حمله ور شدند .»

تا تو بودی خیمه ها آرام بود

دشمنم در کربلا ناکام بود

تا تو بودی من پناهی داشتم

با وجود تو سپاهی داشتم

تا تو بودی خیمه ها غارت نشد

بعد تو کس حافظ یارت نشد

تا تو بودی صورت نیلی نبود

دستها آماده سیلی نبود

تا تو بودی دست زینب باز بود

بودنت بهر حرم اعجاز بود

تا که مشکت پاره و بی آب شد

دشمن پر کینه ات شاداب شد
ه) وفا و فداکاری عباس:

یادم ز وفای اشجع الناس آید

وز چشم ترم سوده الماس آید

آید به دنیا اگر حسین دگری

هیهات برادری چو عباس آید

وفا از بارزترین صفات مردان تاریخ و نشانه قوت دین و قدرت امانت داری است . وفا دژ مستحکمی است که انسان را تا آخر خط در مسیر راه نگه می دارد .» (28)

در وفا و فداکاری نیز حضرت عباس سرآمد سرنوشت و الگوی پاکان وفادار، و فداکاران ایثارگر است .
در این بخش پایانی، به نمونه هایی از وفا و فداکاری حضرت عباس اشاره می کنیم:
1 . رد امان نامه:

رد امان نامه ابن زیاد و شمر – که قبلا به آن اشاره شد – نشانه وفای عباس است .
2 . اعلان وفاداری در شب عاشورا:

در شب عاشورا امام حسین علیه السلام در خطبه معروف خود فرمود: «من به همه شما رخصت رفتن دادم; بعد همه آزادید بروید و بیعتی که از جانب من به گردن شما بود برداشتم و این شب که شما را فرا گرفته فرصتی هست، آن را شتر رهوار خود کنید و به هر سو که می خواهید بروید .» آن وقت چراغ را خاموش کرد و وقت خوبی جهت رفتن بود .

اولین کسی که وفای کامل خود را ابراز داشت، حضرت عباس وفادار بود: «فبدا القول العباس بن علی علیه السلام فقال له: لم نفعل ذلک؟ النبقی بعدک؟ لا ارانا الله ذلک ابدا; آن وقت عباس، فرزند علی شروع به سخن نمود، بعد به امام حسین علیه السلام عرض کرد: جهت چه این کار را انجام دهیم؟ آیا جهت آنکه بعد از شما باقی باشیم؟ نه، خدا این را [یعنی جدایی از شما را] هرگز به ما نشان ندهد .» (29)

شاها من ار به عرش رسانم سریر فضل

مملوک این جنابم و محتاج این درم

گر برکنم دل از تو و بردارم از تو مهر

این مهر برکه افکنم و این دل کجا برم
4 . اوج وفا در شط فرات:

حضرت عباس علیه السلام بعد از شهادت علی اکبر می خواست به میدان برود، ولی برادر به او اجازه میدان رفتن نداد، بعد از اصرار زیاد فرمود: مقداری آب جهت کودکان بیاور .

پیشانی حسینش را بوسید و به سوی فرات حرکت کرد، مشک را پر از آب کرد، خود نیز تشنه بود، می خواست آب بنوشد: «فذکر عطش الحسین ومن معه فرقی الماء; (30) سپس به یاد تشنگی حسین و همراهان [و کودکان] افتاد، بعد آب را [روی آب] ریخت .» و بر خود خطاب کرد:

یا نفس من بعد الحسین هونی

وبعده لا کنت ان تکونی

هذا الحسین وارد المنون

و تشربین بارد المعین

تالله ما هذا فعال دینی (31)

«ای نفس! بعد از حسین ذلت و ذلت بر تو باد و بعد از او [حسین علیه السلام] تو نباید باشی تا زنده بمانی، حسین در آستانه فوت قرار گرفته و تو آب خنک و گوارا می نوشی؟ به خدا قسم این کار دین [و آیین] من نیست .»

آنگاه فریاد برآورد: «والله لا اذوق الماء وسیدی الحسین عطشانا; (32) به خدا قسم آب نمی نوشم در حالی که آقای من حسین تشنه است .»

عباس بی وفا تو نبودی کنون چه شد

نوشی تو آب مانده حسینت در انتظار
اعتراف دشمن به وفای عباس

هنگامی که وسایل غارت شده است کربلا را به شام نزد یزید بردند، در میان آنها پرچم بزرگی بود . یزید و حاضران در مجلس دیدند همه پرچم سوراخ و صدمه دیده، ولی دستگیره آن سالم است . یزید پرسید: «این پرچم را چه کسی حمل می کرد؟» گفته شد: «عباس بن علی » . یزید از روی تعجب و تجلیل از آن پرچم سه بار برخاست و نشست و گفت:

«انظروا الی هذا العلم فانه لم یسلم من الطعن والضرب الا مقبض الید التی تحمله; به این پرچم بنگرید، [که بر اثر صدمات] نیزه و زدن [شمشیر] جایی از آن سالم نمانده جز دستگیره آن که [پرچمدار] آن را با دست حمل می کرده است .»

سالم ماندن دستگیره پرچم، نشان از آن دارد که پرچمدار تمام ضربات نیزه و شمشیر را که بر دستش وارد می شده است تحمل می کرده ولی پرچم را رها نساخته است .

آنگاه یزید گفت: «ابیت اللعن یا عباس، هکذا یکون وفاء الاخ لاخیه; لعن [و ناسزا] را از خودت دور ساختی ای عباس! [و ناسزا زیبنده تو نیست ]. این چنین است [رسم و معنای] وفاداری برادر نسبت به برادرش .» (33)

آری، وفای حضرت عباس آن قدر فراوان و در حد اعلاست که پلیدترین دشمن های او هم نمی توانند آن را انکار کنند .

پنج امامی که ترا دیده اند

دست علم گیر تو بوسیده اند

چشم خداوند چو دست تو دید

بوسه زد و اشک زچشمش چکید
وفا و فداکاری عباس در سخنان معصومین علیهم السلام

1 . امام سجاد علیه السلام فرمود: «رحم الله عمی العباس فلقد آثر وابلی وفدی اخاه بنفسه حتی قطعت یداه; خداوند رحمت کند عمویم عباس را که حقیقتا ایثار و جانبازی نمود و جانش را فدای برادر نمود تا آنجا که دستهایش قطع شد .»(34)

2 . امام صادق علیه السلام فرمود: «اشهد لقد نصحت لله ولرسوله ولاخیک فنعم الاخ المواسی; شهادت می دهم که تو جهت خدا و رسولش و برادرت خیرخواهی نمودی، بعد تو چه نیکو برادر فداکار بودی .» (35)

3 . امام وقت علیه السلام در زیارت ناحیه مقدسه خطاب به عمویش عباس می فرماید: «السلام علی ابی الفضل العباس المواسی اخاه بنفسه; سلام بر ابوالفضل العباس که با جان خویش با برادر همدردی [و جهت او فداکاری] نمود .»

پی نوشت:

1) بعضی سال تولد او را سال 24 ه . ق دانسته اند، ر . ک: حسین اسدی، اسوه های عاشورا .

2) منتهی الامال، ج 1، ص 136 .

3) معارف و معاریف، ج 7، ص 206 .

4) جعفر نقدی، زینب کبری، ص 12 .

5) معالی السبطین، ج 1، ص 26 .

6) تنقیح المقال، ج 2، ص 128 .

7) علامه مرتضی مطهری، حماسه حسینی، ج 2، ص 118 .

8) منتهی الامال، ج 1، ص 137 – 138 . بعضی نوشته اند که او دو فرزند دیگر به نام محمد و قاسم داشت که در کربلا به شهادت رسیدند . ر . ک: الوقایع و الحوادث، ملبوبی، ج 3، ص 30 .

9) مفاتیح الجنان، زیارتنامه حضرت عباس، ص 715 .

10) فتح/28 .

11) ذریعه، ص 122 .

12) الوقایع والحوادث، ج 2، ص 30; سوگنامه آل محمد صلی الله علیه و آله، ص 293 .

13) زینب کبری علیها السلام، ص 12 .

14) مفاتیح الجنان، ص 715 .

15) موسوعة کلمات الحسین علیه السلام، ص 298 .

16) وقایع الایام، خاص محرم، ص 264 .

17) معالی السبطین، ج 1، ص 270; نفس المهموم، شیخ عباس قمی، ص 177 .

18) روم/7 .

19) نفس المهموم، ص 176; ر . ک: اعیان الشیعه، ج 7، ص 430 .

20) جام عبرت، سید حسین اسحاقی، ج 2، ص 104 .

21) منتهی الامال، ص 136; ر . ک: تنقیح المقال، ج 2، ص 128 .

22) حماسه حسینی، ج 1، ص 59 .

23) معالی السبطین، ج 1، ص 267 .

24) همان .

25) مقتل خوارزمی، ج 2، ص 30 .

26) مقتل مقرم، ص 269 .

27) ذریعه، ص 124 .

28) عناوین برگرفته از روایات است . ر . ک: منتخب میزان الحکمه، محمدی ری شهری، ص 542 .

29) همان، ص 400 .

30) کبریت الاحمر، ص 159; منتخب التواریخ، ص 258 .

31) ر . ک: ناسخ التواریخ، ج 2، ص 345 .

32) بحارالانوار، ج 45، ص 41; ترجمه مقتل ابی مخنف، ص 97 .

33) دین و تمدن، ج 1، ص 288 و ر . ک: سوگنامه آل محمد صلی الله علیه و آله، ص 300 .

34) بحارالانوار، ج 44، ص 298; تنقیح المقال، ج 2، ص 128 .

35) مفاتیح الجنان، زیارتنامه حضرت عباس علیه السلام .

منبع : پایگاه حوزه

انتهای پیام/

واژه های کلیدی: فرزند | فرزندان | شهادت پدر | شهادت امام حسن | ابوالفضل العباس | امام علی علیه السلام | امام حسین علیه السلام | ولادت حضرت عباس

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : topsblog